تبليغاتX
حیدر احمد

دام مناظره !

هنگامیکه اعلام شد قراراست صداوسیمابین کاندیداهای ریاست جمهوری دهم مناظره تلویزیونی بگذارد،بسیاری قندتوی دلشان آب شد ازاین معرکه ایکه قراراست جاری شودودیگرانی هم باهیجان وناباوری منتظر بحث های داغی شدند که ممکن بود نتیجه آرا رابهرسمتی بکشاند.

اما اصلاح طلبان دراین میان امیدشان به پیروزی بیشتر شد.زیرا وسایل ارتباطی شان محدود شده بود به چند تا روزنامه وبعضی ازسایت ها وارتباطات الکترونیکی محدود دیگر.که البته اینها نمی توانستند صدای این قوم رابگوش طبقات مختلف جامعه برسانند.مخصوصا که رقیب قدرآنها توان خود رابر روستاها و شهرهای کوچک متمرکزکرده بود.

بالاخره روزموعود فرارسید وبسیاری ازمردم درمقابل تلویزیونهایشان ، زانوزدند،درازکشیدند،نشستند ویا...تااین برنامه رابتماشا بنشینند،اولین مناظره باآرامی آغازشد وتقریبا باهمان وضع به پایان رسید. اما مناظره موسوی واحمدی نژاد بدبینانی چون ما را بفکرواداشت که نکند مناظره ها نقشه ای ازپیش طراحی شده برای بدام انداختن اصلاح طلبان بوده است .مخصوصا که بعد معلوم شداحمدی نژاد باکمک مشاوران رسانه ئیش کلی تمرین کرده تانقش خودراخوب بازی کند!

ما فکرکردیم حامیان عالیرتبه احمدی نژاد برای تثبیت موقعیت خود به این نتیجه رسیده اند که چنانچه موج به نفع کاندیداهای رقیب پیش رفت ،رئیس جمهور نقش خودراایفا نموده وبا بمیان کشیدن پای دیگران ،فریبکارانه وباشیوه های غیراخلاقی درمیان توده های ساده دل جامعه نفوذ کرده وآرای آنان رابسوی خود سرازیرکند.که صدالبته این عمل باهدایت وحمایت گروه همسوی ایشان صورت گرفته وباپشتیبانی آنان ،این سناریوی از پیش نوشته شده اجرا می شود .اینک که مناظره ها به پایان رسیده، صداوسیما سعی دارد به بهانه جوابگویی احمدی نژاد به انتقاد کاندیداهای دیگر دروقت اضافی ،درروزهای منتهی به انتخابات ،فرصتی برایش فراهم آورند تا یکتنه سخن بگوید،وهرچه خواست بگوید.تامردم را از صحنه دور ساخته و دوباره روزازنوروزی ازنو.

بهرتقدیردرروز22خرداد معلوم خواهد شدکه کدام گروه دردام این مناظره ها گرفتارشده است.

 

20/03/1388

حیدراحمد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 2:18  توسط حیدر احمد  | 

کمدی انتخاب !

داستانی تکراری که عمرش از بیست سال گذشته است این بار نیز ودر باصطلاح انتخابات دهم، دامن ملت ایران را گرفت. وباز هم بنا به نقل قولی پوست خربزه را جلویمان انداختندومی گویند آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته .گویی در انتخابات (که مااز خیلی وقت پیش اسمش را انتهارات گذاشته ایم )همه راهها به شورای نگهبان ختم می شود وقیافه عبوس وتحمل ناشدنی دبیرش که با قلدری وسماجت می خواهد بگوید که تصمیم را ما می گیریم ونه ملت ونه حتی امت !

 بدین ترتیب است که ما آزادیم ! از میان همین چهار نفر یکی را انتخاب کنیم وحماسه حضور را به نمایش بگذاریم تا کور شود آنکه نبیند پیروزی حق بر باطل را وپیروزی نظام را و...   یک ضرب المثل خیلی زشتی داریم ما اهالی منطقه جاشک که حاوی کلماتی چون مناره ، سوار شدن وپرت کردن واز این قبیل است که مصداق واقعی وضعیت ما ملت شهید پرور وخون داده است که رأیشان نیز زینت است و باید مثل طوق بر گردنشان آویزان باشد . چاره ای نیست بالاخره بدست آوردن دمکراسی هزینه دارد که چند سالی است ملت تصمیم گرفته است بنا به صلاحدید مصلحین جامعه شیب ملایمی را که ممکن است ما را به دمکراسی برساند طی کنند به همین دلیل هم هست که در هر دوره ای که این سر وصداها شروع می شود ما هم مجبوریم  های وهویی بکنیم ورأی خود را به صندوق آرا بریزیم .

این بار شورای نگهبان چهار نفر را در معرض آرا گذاشته است که هر کدام سوابقی برای خود دارند وحداقل نسل گذشته با سه نفراز آنان آشنا هستند.  آقای احمدی نژاد که تکلیف خود را نه تنها با ملت ایران بلکه با دنیا روشن کرده است بنابراین تکلیفش با ما نیز روشن است .

رضایی هم یک فرمانده نظامی سابق است که مارا با او کاری نیست . می ماند آندوی دیگر موسوی وکروبی .

انصافا ما خاطره خوشی از دوره نخست وزیری موسوی نداریم ، دوره او دوره جنگ بود وخشونت وسانسور ودوره گرفتاری ملت . اما عده ای معتقدند که ایشان ان دوره را خوب مدیریت کرده است .وحتی برخورد دولت ایشان با دانشگاه ودانشگاهیان و مطبوعات ، بهتر از این دوره بوده است . بعد از آن تاریخ موسوی در گوشه ای پناه می گیرد0( ویا به تعبیری سانسور می شود .) وحتی در دوره قبل که انتخابی حیاتی برای ادامه راه اصلاح طلبان بود،  علیرغم در خواستهای پی در پی وفشار عوامل ورهبران اصلاحات بر او ، ایشان  واردانتخابات  نمی شود . که اگر می آمد شاید  مردم به بلای احمدی نژاد گرفتار نمی شدند واصلاحات  هم ، این حال و روز را پیدا نمی کرد .

پیشتر خاتمی گفته بود که اگر در این دوره موسوی بیاید من نخواهم آمد وبه تعبیر دیگر یا من یا موسوی .که باز هم هر چه اصرار کردند آقای موسوی وارد میدان  نشد به  همین  دلیل  خاتمی  تصمیم  به ورود  گرفت اما همینکه  از درب وارد شد

(1)

بنا گاه سروکله موسوی از پنجره هویدا گردید وبسیاری را بر سر شک وتردید انداحت که مبادا این ذخیره ای بوده است برای روز مبادا !

 موسوی تا این تاریخ عمیقا وصریحا خواسته های واقعی مردم را انعکاس نداده است وهر چه گفته حکایت از صدای دورگاه(دورگه ) احمدی نژاد دارد .    اما عده ای خود را  ناچار  به قبول همین حداقل از او می دانند .

واما کروبی سوابقی در دستگاه های مختلف  نظام دارد .سوابقی طولانی که بسیاری می توانند بوسیله آن اورا محک بزنند اما باصطلاح امروزی ها گاف های اونیز مطرح است مخصوصا گاف بزرگ اودر عدم پذیرش  طرح تجدید حیات قانون مطبوعات وجریان حکم حکومتی  . در عین حال بسیاری کروبی را شخصیتی می دانند که می تواند فضای لازم را در دوران خود برای ادامه راه همان سراشیبی (یا سرابالایی دمکراسی )ایجاد کند .

فرق موسوی واودر این راهپیمایی این است که گروهی که اطرافش  را   گرفته اند اورا با شتاب بیشتری به جلو هل می دهند که البته این مقتضای سن وسال اونیست

 موسوی معتقد برفتن به سوی دمکراسی هم هست اما گام به گام وبا ملایمت وبا بستر سازی وعمق دادن به حرکت .

بهر تقدیر مابین این واون گیر کرده ایم ومنتظریم ببینیم که  موسوی چه حرکت مهیجی ازخود بروز می دهد ویا کروبی چه چیز دیگری در چنته دارد که رو کند.

حیدر احمد

10/3/88

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:34  توسط حیدر احمد  |